امیرعلی مهندس اینجا هم مامانی هواسش نبود و تو هم زیاد رو نشستن تعادل نداشتی و سرت خورد به اون تنه ی درخت پشت سرت، آی فدات شم چه گریه هایی هم کردی... اینجا هم زودی فراموش کردی که سرت اوف شده و به روی مامان بابات خندیدی عشقم...